من دو دهه است که به عنوان عکاس خبریِ فریلنسر فعالیت میکنم. در این سالها، بحرانهای متعددی را دیدهام که صنعت ما را به لرزه درآوردهاند. ابتدا، فراگیر شدن دوربین گوشیهای هوشمند در سال ۲۰۰۷ بود (همه خودشان عکاس شدند و مدام میگفتیم «شغلمان در خطر است!»)، بعد نوبت اینستاگرام در سال ۲۰۱۰ رسید (همه خودشان عکس منتشر میکردند و باز هم همان نگرانیها تکرار شد) و این چرخه همینطور ادامه پیدا کرد. بااینحال، من همچنان خوشبین ماندم. وقتی «والاستریت ژورنال» در سال ۲۰۱۰ سرویس شهری خود را راهاندازی کرد، به تیم عکاسان قراردادی آن پیوستم و حس کردم به هدف حرفهایام رسیدهام؛ با اشتیاق راهی میشدم تا اعتراضهای «جنبش اشغال وال استریت»، هفتهٔ مد نیویورک یا پرترههای مدیران عامل شرکتهای «فورچون ۵۰۰» را ثبت کنم.
اما نوامبر گذشته، ژورنال با ابلاغ نسخهای جدید از قرارداد استانداردِ پیمانکاران، موجی از نگرانی میان عکاسان آزاد، از جمله خود من، ایجاد کرد. دو بند در این قرارداد، کانونِ بحثها و نگرانیهای گسترده شد: یکی تغییر در مالکیت تصاویر تولیدشده در مأموریتها، و دیگری بندی که به ژورنال اجازه میداد تصاویر را بدون محدودیت و استثنا، برای شرکتهای توسعهدهندهٔ هوش مصنوعی واگذار کند. برای اولین بار در بیست سال فعالیت حرفهایام، با خودم گفتم: «لعنتی، این بار واقعاً قرار است شغلمان را از دست بدهیم.»
کمی بعد، گروهی به نام «همکاران بصری شما» (Your Visual Colleagues) شکل گرفت. چهار ژورنال، مدیریت آن را بر عهده گرفتند و با نگارشی ناشناس، نگرانیهای خود را دربارهٔ این قرارداد مطرح کردند و از روزنامه خواستند در تصمیم خود بازنگری کند. در شش ماهی که از آغاز این کارزار میگذرد، ۶۵۰ عکاسِ همکار با ژورنال به این جمع پیوستهاند؛ من هم یکی از آنها هستم. به گمانم این منسجمترین و د عین حال خشمگینترین واکنش جامعهٔ عکاسی خبری است که تاکنون دیدهام؛ واکنشی که شاید زنگ خطری برای کل صنعت رسانههای بصری باشد.
یکی از سخنگویان ژورنال در گفتوگو با من مدعی شد که تغییرات قرارداد «برای حفاظت از یکپارچگی بایگانی آنلاین والاستریت ژورنال و تضمین ماندگاری تاریخی عکسهای مهمی که سفارش دادهایم، ضروری است.» اما عکاسان این استدلال را نپذیرفتند و معتقدند این تغییرات ضربهای مهلک به مدل کسبوکارشان است. در تقریباً تمام روزنامهها و مجلات تراز اول آمریکا، عکسهای تولیدیِ عکاسان فریلنسر، همچنان مالکیت فکریِ انحصاریِ خودِ عکاس محسوب میشود. اما قرارداد جدید، با تکیه بر بندی موسوم به «Work for Hire» (کار در ازای دستمزد)، حق مالکیت اصلیِ تمام عکسهای مأموریتی را به ژورنال واگذار میکند و عملاً کنترل بیسابقهای به این روزنامه میدهد.
ژورنال که بیش از شش ماه است در حال مذاکره با عکاسان است، امتیازاتی هم داده؛ از جمله افزایش نرخ دستمزد روزانه. سخنگوی ژورنال تأثیر منفی تغییرات را رد کرد و گفت اگرچه مالکیت حقوقیِ آثار تحت قرارداد جدید متعلق به روزنامه خواهد بود، اما ژورنال بلافاصله «حقتألیف مشترک» را به عکاسان بازمیگرداند؛ بنابراین «این مدل همچنان به عکاسان اجازه میدهد در بازار مالی آثار خود مشارکت کنند. آنها پس از یک دورهٔ انحصاریِ کوتاهشده (۱۰ روزه)، همچنان حق واگذاری مجوز استفاده از عکسها را به دیگران حفظ میکنند و ما متعهدیم، همانطور که همیشه بودهایم، طرفهای ثالثی را که به دنبال مجوزهای مستقل هستند، مستقیماً به خود عکاسان ارجاع دهیم.»
اما برای عکاسانی که با آنها صحبت کردم، این وعدهها کافی نیست. برایان فرانک، عکاس ساکن کالیفرنیا، به من گفت: «تمامِ بدهبستانی که وقتی وارد این حرفه شدم برای خودم ترسیم کرده بودم این بود: اگر قرار است فریلنسر باشی، باید صاحب تماموکمالِ کارهایت باشی.» فرانک از سال ۲۰۰۸، تقریباً از همان زمانی که عکاسی در این روزنامه جایگاه ثابتی پیدا کرد، با ژورنال همکاری داشته و معمولاً از طریق اعطای مجوز استفاده از عکسهایش، درآمدهای سه تا پنج هزار دلاری کسب میکرد. او میگوید: «حالا میخواهند مالکیت کار را از ما بگیرند و در عوض، هیچ امنیت شغلی هم نداریم. این نهایتِ جنون است.»
میکی اوسترایشِر (Mickey Osterreicher)، مشاور حقوقی «انجمن ملی عکاسان مطبوعات» (NPPA) که او نیز با این قرارداد مخالف است، میگوید عکاسان باید بپرسند: «آیا این حمایتها در متنِ قرارداد قید شده و ضمانت اجرایی دارد، یا صرفاً رویهای جاری است که ممکن است با تغییرِ مدیران، تغییر کند؟» شش عکاسِ ژورنال که با من گفتوگو کردند، همگی تأیید کردند که سردبیران سرویس عکس، وعدههای شفاهی مشابهی دادهاند، اما نگراناند که این توافقهای غیررسمی ممکن است بهراحتی فراموش شوند.
نکته کلیدی اینجاست که بند مالکیت در قرارداد جدید، راه را برای ژورنال باز میکند تا مجموعهای عظیم از عکسها را در اختیار شرکتهای فناوری بگذارد تا از آنها برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی استفاده کنند. این نگرانی وقتی جدیتر میشود که به یاد آوریم در مه ۲۰۲۴، مالکِ ژورنال، یعنی «نیوز کورپ» (News Corp)، قراردادی با اپنایآی (OpenAI) امضا کرد که ارزش آن تا ۲۵۰ میلیون دلار تخمین زده میشود؛ قراردادی که بر اساس آن «اپنایآی از محتوای نشریات خبری نیوز کورپ، از جمله آرشیوها، برای پاسخگویی به پرسشهای کاربران و آموزش فناوری خود استفاده خواهد کرد.»
عکاسان خبری اغلب از افرادی عکاسی میکنند که در موقعیتهای پرخطر قرار دارند یا برای حفظ امنیتشان باید ناشناس بمانند. فرانک که کارش مستندسازی زندگی جوامع مهاجر و گروههای آسیبپذیر است، بهویژه نگران عکسهای منتشرنشدهاش است؛ تصاویری که به سردبیر تحویل داده شدهاند اما هرگز به چاپ نرسیدهاند. معمولاً سردبیر سرویس عکس، این تصاویر را با دقت بررسی میکند تا مطمئن شود سوژههای آسیبپذیر از طریق نشانههای بصری، مانند شمارهٔ پلاک ساختمانها یا نامها، قابل شناسایی نیستند. فرانک میپرسد: «آیا این عکسهای منتشرنشده هم بخشی از مجموعهٔ آموزشی یک مدل زبانی بزرگ خواهند شد؟» وقتی او این پرسشها را مستقیماً با مدیریت ژورنال مطرح کرد، پاسخ شنید: «نمیدانیم.» سخنگوی ژورنال نیز به پرسشهای ما دربارهٔ اشتراکگذاری احتمالی عکسها با اپنایآی یا تمهیدات حفاظتی برای سوژههای آسیبپذیر، پاسخ نداد.
انی فلاناگان (Annie Flanagan)، عکاس ساکن نیواورلئان که در دههٔ گذشته همکاریهای پراکندهای با ژورنال داشته، میگوید از زمان معرفی قرارداد جدید، چهار بار با او تماس گرفته شده؛ از جمله برای مأموریتی چندروزه برای پوشش یک همایش بیتکوین در ماه مه. فلاناگان به من گفت: «هر مأموریت چندروزهای الان واقعاً غنیمت است، چون خیلی کم پیش میآید.» او در ادامه افزود: «من جواب منفی دادم، چون آنچه سردبیران به من میگفتند با مفاد قرارداد همخوانی نداشت و اطمینانهایی هم که میدادند، فقط شفاهی بود. درک ابعادِ استفاده از هوش مصنوعی برایم سخت است، اما در قرارداد به هیچ وجه روشن نیست که مرز کجاست یا تصاویر ما تا کجا قرار است استفاده شوند.»
در نهایت، جنبشِ معترضانهای که از دل «همکاران بصری شما» و «انجمن ملی عکاسان مطبوعات» بیرون آمده، فراتر از ماجرای والاستریت ژورنال است. این نشاندهندهٔ بیداریِ جمعی عکاسانی است که دریافتهاند، همانند سایر روزنامهنگارانی که نگران مالکیت فکری و هوش مصنوعی هستند، این لحظهٔ تاریخی ایجاب میکند که یا موضعی جدی بگیرند یا به نابودی معیشت خود تن دهند.
اوسترایشِر به نکتهٔ درستی اشاره میکند: «در نهایت، گمان میکنم این بحث کمتر دربارهٔ یک بند خاص در قرارداد است و بیشتر بر سر یک پرسش بنیادی است: چه کسی کنترلِ استفادههای آینده از کار روزنامهنگاری را در دست دارد و چه کسی از آن بهره میبرد؟ این گفتوگو بسیار فراتر از والاستریت ژورنال میرود و با پیشرفت روزافزون فناوری، احتمالاً اهمیتش بیش از پیش خواهد شد.»





