این متن بخشی از یک پروندهٔ ویژه دربارهٔ نسبتِ هوش مصنوعی و روزنامهنگاری است؛ مجموعهای از مقالهها و گزارشها که بهجای داوری شتابزده، تلاش میکند با روایتهای واقعی، تجربههای میدانی و پرسشهای باز، نشان دهد هوش مصنوعی چگونه در حال تغییر تولید خبر، تشخیص حقیقت و اعتماد مخاطب است. هر بخش از این پرونده تکهای از این تصویر بزرگتر را روشن میکند؛ تصویری از رسانه در لحظهای گذار، میان شوقِ فناوری و اضطرابِ ازدسترفتن واقعیت.
انتشار فارسی این پروندهٔ ویژه در رسانهٔ مُصوّر بهصورت تدریجی انجام میشود. ترجمهٔ اولیهٔ متنها با کمک ابزارهای هوش مصنوعی صورت گرفته، اما هر مقاله زیر نظر ویراستار انسانی بازبینی، اصلاح و صیقل داده شده است؛ با این آگاهی که قرار نیست همهچیز بینقص، بیلکنت یا کاملاً سلیس باشد. تلاش ما این بوده که «ماهیت» متنها حفظ شود حتی اگر گاهی به بهای از دست رفتن اندکی روانی یا یکدستی باشد. درست مثل خودِ موضوع این پرونده: همکاری انسان و ماشین، با تمام تنشها و ناهماهنگیهایش.
چگونه از هوش مصنوعی استفاده میکنیم | بخش چهارم
حفاظت از آزادی رسانه
کارن رونده، مدیرعامل سازمان مدیریت جمعی نشریات دانمارکی[1] که ۹۹ درصد صنعت خبر این کشور را نمایندگی میکند
در تلاش برای آنکه ناشران و خبرنگاران دانمارکی بتوانند در تعامل با شرکتهای هوش مصنوعی به برخوردی منصفانه (چه در زمینهٔ پرداخت حقالزحمه و چه داده) دست یابند، هر روز با پرسشها و دوراهیهای متعددی روبهرو میشوم:
- آیا رسانههای ما باید برای انگیزههای تجاری با شرکتهای هوش مصنوعی قرارداد ببندند؟
- یا برای ملاحظات فناورانه؟
- یا حتی بهدلیل نقششان در دموکراسی؟
ما باید هوش مصنوعی را با تدبیر به کار بگیریم. در اروپا، اولویت ما تابآوری دیجیتال، حاکمیت دیجیتال، ایجاد یک زیستبوم اطلاعاتیِ سالم، فرایندهای انتخاباتی قابلاعتماد، آمادگی و پیشگیری، و ایجاد «سپر دموکراسی» برای مقابله با دستکاری و مداخلهٔ اطلاعاتی خارجی است. ارزشهای جهانی همچون کرامت انسانی، آزادی، برابری، همبستگی و احترام به حقوق بشر و حاکمیت قانون نیز در مرکز این رویکرد قرار دارند. شواهد نشان میدهد عاملانی وجود دارند که از دستکاری اطلاعات و سایر تاکتیکها برای دخالت در دموکراسی و آزادی ما استفاده میکنند.
وابستگی روزافزون جهانی به چند محصول و سرویس محدودِ هوش مصنوعی، آزادی رسانه و تنوع رسانهای را تحتتأثیر قرار میدهد. شرکتهای هوش مصنوعی با اعتدالسنجی محتوا، سانسور، فیلترینگ الگوریتمی و سوگیریهای موجود در فرایند آموزش مدلهای زبانی، دسترسی به اطلاعات را کنترل میکنند. این ابزارها میتوانند تحقیقات خبرنگاری، راستیآزمایی و حتی شیوهٔ نوشتن را بهگونهای شکل دهند که لزوماً با هنجارهای فرهنگی و حقوقی محلی سازگار نباشد.
محتوا یا پژوهش تولیدشده با کمک هوش مصنوعی ممکن است روایتها و چارچوبهای موردنظرِ شرکتهای مالک این فناوری را تقویت کند و به یکدستشدن اخبار در سطح جهان بینجامد. چنین روندی میتواند صداها، زبانها و دیدگاههای محلی را به حاشیه براند؛ آزادی رسانه را تهدید کند؛ و بهویژه کشور کوچکی مانند دانمارک را که زبان و بازار محدودی دارد، آسیبپذیرتر سازد. محتوای رسانههای محلی دانمارک است که ما را دور هم جمع میکند، به چالش میکشد، آگاهتر و سرگرم میکند و هویت ملی ما را شکل میدهد.
همواره گفتهایم این تنوع رسانههای تحریریهای است که اعتماد و تابآوری اطلاعاتی را میسازد. این تنوعِ خبری است که انسجام و مشارکت اجتماعی ایجاد میکند. در عصر هوش مصنوعی، رسانهها باید دقت و بیطرفی اخبار را تضمین کنند و مهمتر از همه، باید از آزادی و حاکمیت رسانه دفاع کنیم.
حقِ مخاطب را ادا کنید
کلر لیبویچ، رئیس برنامهٔ «هوش مصنوعی و سلامت رسانهای» در مؤسسهٔ غیرانتفاعی Partnership on AI (PAI)[2]
اتاقهای خبر این روزها همزمان در حال آمادهسازی برای تهدیدهای تازهاند (مثلاً از طریق «صدور گواهی رمزنگاریشده» برای تأیید اصالت محتوا) و نیز در حال استقبال از هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری برای کاهش هزینهها، روایت بهتر داستانها، ایجاد اعتماد و حتی بازآفرینی مفهوم خبر. گاهی این استقبال سنجیده، مبتنی بر شواهد و حتی تحولآفرین است؛ و گاهی بیش از حد مشتاقانه به نظر میرسد، شبیه تلاشی عجولانه برای جبران این احساس جمعی که شاید اتاقهای خبر موفق نشدند از موج شبکههای اجتماعی بهره ببرند و حالا به دنبال راهحلی فوری برای بحران مدل اقتصادیشان هستند.
بااینحال، چیزی که در همکاری با تحریریههای مختلف بیشتر از همه توجهم را جلب کرده، حساسیت عمیق آنها نسبت به نیازهای مخاطبان است؛ حتی وقتی این نیازها کاملاً روشن یا یکدست نیستند. تقریباً همهٔ تحریریههایی که با آنها کار کردهام یک پرسش مشترک داشتهاند:
مخاطبان واقعاً برای چه چیزی آمادگی دارند؟ و ما چه مسئولیتی در برابرشان داریم؟
ما در «PAI» این پرسش را در قالب مطالعات موردی بیبیسی و سیبیسی بررسی کردهایم؛ اینکه چگونه دربارهٔ استفاده از محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی تصمیم میگیرند و چگونه رهنمودهای «PAI» دربارهٔ استفادهٔ مسئولانه از هوش مصنوعی را پیادهسازی میکنند.
برای نمونه، سیبیسی تصمیم گرفت برای مخفیکردن هویت یک منبع خبری از هوش مصنوعی استفاده نکند؛ چراکه باور داشت این فناوری «فراتر از سطح درک بخش بزرگی از مخاطبانی است که برایشان کار میکنیم.»
در مقابل، بیبیسی از فناوری دیپفیک برای محو کردن چهرهٔ سوژهها در گزارشی دربارهٔ انجمن الکلیهای گمنام استفاده کرد؛ چون تشخیص داد با شفافیت و اعلام روش کار، میتوان به مخاطبان کمک کرد سوژهها را بدون سوگیریهای معمول در روشهای سنتی ناشناسسازی ببینند.
هر دو سازمان تصمیم خود را بر پایهٔ همان قطبنمای واحد گرفتند: آنچه بیشترین منفعت را برای مخاطب دارد. قطبنمایی که روزنامهنگاری باید به آن وفادار بماند، فارغ از اینکه هوش مصنوعی چه چالشهایی پیش رویش بگذارد.
به هوش مصنوعی اتکا کنید تا کارتان انجام شود
اینا فرید، خبرنگار ارشد فناوری در اکسیوس و نویسندهٔ خبرنامهٔ روزانهٔ اکسیوسایآیپلاس[3]
بهنظر من هوش مصنوعی ظرفیت بزرگی دارد تا به من و دیگر خبرنگاران کمک کند مهارتهایی را تقویت کنیم که هیچوقت قابلجایگزینی نیستند: قضاوت حرفهای و بُعد انسانی.
قبلاً از ضبطکردن مصاحبهها پرهیز میکردم، چون فرصت بازگوشکردنشان را نداشتم. اما حالا از آتر[4] استفاده میکنم؛ اپلیکیشنی که مصاحبه را ضبط میکند و بهصورت خودکار متن آن را هم پیاده میکند. خروجی همیشه بینقص نیست، اما یک دگرگونی واقعی در کارم ایجاد کرده است. هوش مصنوعی کمک میکند نقطهٔ مشخصی از گفتوگو را سریع پیدا کنم و یادداشتهایم را بسیار سریعتر از قبل مرور کنم.
برای بررسی پیشینهٔ افراد و شرکتهایی که دربارهشان مینویسم هم از هوش مصنوعی کمک میگیرم. همیشه اهمیت زیادی برای آمادهشدن پیش از مصاحبه قائل بودهام، و حالا هوش مصنوعی به من کمک میکند همان نوع خلاصهسازی و آمادهسازی را انجام دهم که معمولاً مسئولان روابطعمومی دربارهٔ من دارند. ابزارهایی که برای این کار استفاده میکنم، شامل مدلهای اپنایای، گوگل و پرپلکسیتی[5] است؛ و ابزارهای جدیدی هم مدام ظاهر میشوند، از جمله منوسایآی[6] ساخت چین.
کاربردهای دیگری را هم برای هوش مصنوعی تصور میکنم: از جمله کمک به نوشتن تیتر، بهینهسازی برای موتورهای جستوجو، یا پروژههای دادهمحورتر که نیازمند بررسی مجموعهدادههای بزرگ و استخراج الگوهای مهم هستند. البته یک خبرنگار باید بررسی کند که آیا «روند» پیشنهادی هوش مصنوعی واقعاً خبرساز است، صرفاً یک نوسان قابل توضیح است، یا یک خطای اتفاقی.
در اکسویس، مثل بسیاری از رسانهها، هنوز در حال ارزیابی بهترین راههای استفاده از این فناوری هستیم. اخیراً قراردادی با اپنایای بستهایم که نسخهٔ سازمانی چتجیپیتی را در اختیار تحریریه قرار میدهد. براساس این توافق، اپنایای میتواند به بخشی از آرشیو محتوای اکسیوی دسترسی داشته باشد و در عوض به تأمین مالی راهاندازی اکسیوس در چهار شهر محلی کمک میکند و برخی ابزارهای هوش مصنوعی را در اختیارمان میگذارد. استقلال تحریریه کاملاً حفظ میشود.
در حال حاضر، ما در اکسیوس از چتجیپیتی یا دیگر مدلهای مولد برای تولید محتوای قابلانتشار استفاده نمیکنیم، مگر در مواردی که هدف این باشد که نشان دهیم فناوری چه میتواند بکند یا چه محدودیتهایی دارد؛ و این موارد باید کاملاً شفاف مشخص شوند. همچنین کارکنان تحریریه را تشویق میکنیم ابزارهای مختلف را امتحان کنند و ببینند چگونه میتوانند کیفیت محتوای انسانی را بهتر کنند.
از «شناسهٔ اصالت محتوا» استفاده کنید
دیوید کارسن، یکی از روزنامهنگاران جان اس. نایت در دانشگاه استنفورد و عکاس خبری سنتلوئیسپستدیسپچ[7] (در دوران مرخصی)
در بیش از سی سال فعالیت بهعنوان عکاس خبری، من از نخستین کسانی بودم که سراغ عکاسی دیجیتال رفتم، خودم فیلمبرداری و تدوین ویدئو را یاد گرفتم و مجوز هدایت پهپاد گرفتم. نسبت به هوش مصنوعی هم محتاطم و هم مجذوب. برخی کاربردهای هوش مصنوعی بیتردید برای عکاسی خبری سودمندند: سیستمهای تشخیص چهره و شئ در دوربینها که دقت فوکوس در عکاسی ورزشی، حیاتوحش و پرتره را بالا میبرند؛ ابزارهای تبدیل گفتار به متن که به تدوینگران کمک میکند یک جملهٔ مهم را میان ساعتها ویدئو بهسرعت پیدا کنند؛ و حتی ابزارهایی مثل گرامرلی[8] که میتواند غلطهای تایپی و توصیفی در کپشنها را کمتر کند.
اما در برابر آسیبی که هوش مصنوعی مولد میتواند به عکاسی خبری بزند نگرانم؛ چون هر تصویر فوتورئالیستی تولیدشده با هوش مصنوعی شکلی از فریب است. هوش مصنوعی مهارت لازم برای تولید حجم عظیمی از تصاویر جعلی و اطلاعات نادرست را بهشدت کاهش داده و مرز واقعیت را مخدوش کرده است. نمونههای اخیر مانند تصویر ساختگیِ دختربچهای که پس از طوفان هلن در قایق نشسته و تولهسگش را بغل کرده؛ تصاویر جعلی شعلههایی که تابلو «هالیوود» را در آتش احاطه کردهاند؛ و فایل صوتی دروغینی که جیدی ونس را در حال توهین به ایلان ماسک نشان میداد، بهطور گسترده در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد و باعث فریب مردم شد.
بسیاری از رسانهها استفاده از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی را در خبرها محدود کردهاند. اما صنعت خبر میتواند قدمی فراتر بردارد: استفاده از «شناسهٔ اصالت محتوا[9]» برای عکسها، ویدئوها و فایلهای صوتی تا اطلاعات مربوط به منشأ، تاریخچه و ویرایشهای انجامشده روشن و قابلردیابی باشد. میتوانیدشناسهٔ اصالت محتوا را شبیه «برچسب ارزش غذایی» روی مواد خوراکی تصور کنید؛ یک راهنمای شفاف برای مخاطب.
شناسهٔ اصالت محتوا بر پایهٔ استاندارد متنباز C2PA ساخته شده است؛ استانداردی که شرکتهای فناوری، سازمانهای رسانهای و سازندگان سختافزار بهطور مشترک در حال توسعهٔ آن هستند. این استاندارد را میتوان هم به تصاویر خبری واقعی و هم به تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی اضافه کرد. ابزار دالای[10] شرکت اپنایای اخیراً شروع کرده تصاویر تولیدی خود را با شناسهٔ اصالت محتوا منتشر کند. خبرگزاریهایی مثل اسوشیتدپرس، گِتی، رویترز و خبرگزاری فرانسه نیز دوربینهای سازگار با استاندارد C2PA را آزمایش کردهاند. انتظار میرود C2PA امسال بهعنوان یک استاندارد بینالمللی ISO پذیرفته شود.
پیادهسازی آن آسان نیست، اما امید این است که با گسترش استفاده از C2PA، شفافیت و اعتماد در صنعت خبر تقویت شود؛ چیزی که جامعهٔ مخاطبان سخت به آن نیاز دارد.
[1] Karen Rønde, CEO of the Danish Press Publications Collective Management Organization, DPCMO
[2] Claire Leibowicz, Head of the AI and Media Integrity Program at the nonprofit Partnership on AI (PAI)
[3] Ina Fried, Chief technology correspondent for Axios and author of the daily Axios Ai+ newsletter
[4] Otter
[5] Perplexity
[6] Manus AI
[7] David Carson, A John S. Knight Journalism Fellow at Stanford University, on leave from his job as staff photojournalist at the St. Louis Post-Dispatch
[8] Grammarly
[9] Content Credentials
[10] DALL·E






