وقتی نیویورکتایمز فاش کرد که دونالد ترامپ با موفقیت از رئیس فیفا خواسته بود محرومیت فولارین بالوگان، بهترین گلزن محروم آمریکا در جام جهانی، لغو شود، مردم بار دیگر دیدند که نهاد حاکم بر فوتبال جهان چطور زیر فشار سیاسی، خیلی راحت از قوانین خودش عبور میکند. البته در نهایت، این ماجرا تأثیر چندانی بر شکست سنگین ۴ بر ۱ تیم ملی فوتبال مردان آمریکا مقابل بلژیک نداشت.
کن بنسینگر، خبرنگار حوزهٔ رسانه و سیاست در تایمز، بیش از ده سال است که فیفا را پوشش میدهد. او در سال ۲۰۱۸ کتاب «کارت قرمز: چگونه آمریکا بزرگترین رسوایی ورزشی جهان را افشا کرد» را منتشر کرد؛ کتابی دربارهٔ تحقیقات وزارت دادگستری آمریکا دربارهٔ فیفا که به بازداشت مقامهای ارشد این نهاد انجامید. بنسینگر معتقد است هم فیفا و هم آمریکا وارد دورهٔ تازهای از فساد شدهاند؛ دورهای که در آن همهچیز آشکارا و جلوی چشم مردم اتفاق میافتد. او میگوید: «در گذشته، یک روزنامهنگار میتوانست بگوید: نگاه کنید، این صورتحساب بانکی نشان میدهد که این پول نباید به این شخص پرداخت میشد؛ و همین مدرک ثابت میکرد که فساد رخ داده است. آن لحظههای درک ناگهانی (Aha moments) دیگر وجود ندارند، چون فساد دیگر پنهانی نیست.»
این گفتوگو توسط ایوان ال. نگی با کن بنسینگر در کلمبیا ژورنالیسم ریویو منتشر شده است. ترجمه این گفتوگو برای اختصار و وضوح، ویرایش شده است.
ترامپ چگونه در محرومیت بالوگان دخالت کرد و چرا این خبر، از نظر روزنامهنگاری، با نمونههای دیگرِ بازی ناعادلانه فرق داشت؟
یفا سابقهای طولانی و بسیار بد در فساد دارد، اما معمولاً این موارد مدتها بعد از وقوعشان فاش میشوند. این ماجرا از آن جنس نبود؛ کاملاً جلوی چشم همه رخ داد. فیفا تصمیم گرفت به یک بازیکن اجازهٔ بازی بدهد، با وجود قانونی ۵۶ ساله که میگوید کارت قرمز باید با محرومیت خودکار همراه باشد، و رئیسجمهور آمریکا هم ادعا کرد که برای انجام این کار با جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، تماس گرفته است. این کار مخفیانه نبود؛ کاملاً صریح و مستقیم بود.
تجربهٔ شما از پوشش خبری فیفا چطور بوده است؟
پوشش فیفا همیشه دشوار بوده است؛ فیفا سازمانی است که انگار بر پایهٔ پنهانکاری ساخته شده. مقرش در سوئیس عملاً شبیه یک پناهگاه زیرزمینی است که هیچ سیگنالی به آن وارد یا از آن خارج نمیشود. این دقیقاً نشان میدهد که آنها خودشان را به هیچکس پاسخگو نمیدانند.
من از سال ۲۰۱۴، و در دورهٔ مدیریت قبلی یعنی سپ بلاتر، فیفا را پوشش دادهام. آن دوره بهخاطر فسادش معروف بود، بااینحال، هنوز نشست خبری برگزار میکردند و به پرسشها پاسخ میدادند. بعد از سال ۲۰۱۵، وقتی تحقیقات کیفری آمریکا دربارهٔ فیفا علنی شد، چند مقام بازداشت شدند و بلاتر استعفا داد. جیانی اینفانتینو آمد و وعدهٔ شفافیت کامل، پاکی و اخلاقمداری داد. اما هر کسی که طی این سالها فیفا را پوشش داده باشد، میداند که او تقریباً همهٔ نشانههای شفافیت را از بین برده است. تقریباً هیچ نشست خبریای برگزار نمیشود، و اگر هم برگزار شود، کسانی که اجازهٔ سؤال پرسیدن دارند با دقت انتخاب میشوند. هر خبرنگاری هم که بخواهد خود سازمان را پوشش دهد، عملاً کنار گذاشته میشود. گاهی حتی نگهبان میگذارند تا اجازه ندهند حتی یک خبرنگار به اینفانتینو نزدیک شود و از او سؤال بپرسد. برخلاف سازمانهای دیگر، فرد دیگری هم برای گفتوگو وجود ندارد. فقط جیانی اینفانتینو است و ارتشی از چهرههای بینامونشان که تصمیمگیر نیستند.
شما کتابی نوشتهاید که بر پایهٔ گفتوگو با آدمهای پشت همان دیوارهاست. چطور منبع پیدا میکنید؟ این کار چه فرقی با مثلاً گزارشنویسی دربارهٔ یک شرکت فورچون۵۰۰ دارد؟
شرکت فروچون۵۰۰ مقایسهٔ خوبی است. فیفا یک سازمان ورزشی غیرانتفاعی است، اما مثل یک شرکت رفتار میکند. میشود با روشهای آزمودهشدهٔ روزنامهنگاری دربارهاش گزارش نوشت؛ مثلاً با پیدا کردن کارمندان سابقی که بتوانند نگاهی از داخل به شما بدهند. در مورد من، یکی از کارمندان بعد از دیدن خبری که گفته بودم دارم روی این کتاب کار میکنم، با من تماس گرفت. بعد با هم در ارتباط بودیم و وقتی بالاخره به زوریخ رفتم، او یواشکی من را به ساختمان فیفا برد و آنجا را نشانم داد. از این نظر خیلی خوششانس بودم. غیر از آن، کارم این بود که آدمها را به قهوه دعوت کنم و برای به دست آوردن تکههای اطلاعات، سفرهای زیادی کنم. خیلیها هم کلاً از حرف زدن با من خودداری کردند. اما وقتی کتابم منتشر شد، ناگهان همه خیلی مشتاق شدند که حرف بزنند.
هیچ موضوع دیگری که تا حالا پوشش دادهام، اینهمه آدم نداشته که ناگهان از راه برسند و بخواهند سند محرمانهای بدهند و ادعا کنند که آن سند، این یا آن نوع فساد را ثابت میکند. برای یک خبرنگار، خیلی هیجانانگیز است که به هتلی بروی و کسی به تو بگوید: «زیر صندلیات یک فلش است و همهٔ چیزهایی که باید بدانی داخل آن است.» اما چون تعارض منافع زیادی در میان است، وقتی چیزی زیادی خوب به نظر میرسد، باید خیلی محتاط بود.
به نظر شما هنوز برای گزارش دربارهٔ فساد، تقاضای عمومی وجود دارد؟ آیا مطبوعات هنوز میتوانند قدرتمندان را پاسخگو کنند؟
فیفا در اصل سازمان فاسدی نبود. تا اواخر دههٔ ۱۹۷۰، پیش از دوران پولهای کلانِ اسپانسرها و تلویزیون، چندان ثروتمند نبود. اما بعد، نخستین دورهٔ فساد فیفا شروع شد؛ با توافقهای پشتپرده برای حق پخش، اسپانسرینگ و میزبانی و حتی پاکتهایی پر از پول نقد که به افراد داده میشد.
این وضعیت تا حد زیادی با تحقیقات کیفری پایان یافت و وارد دورهٔ تازهای از فساد شدیم؛ فسادی آشکارتر و عمومیتر. دیگر هیچ شرمی در کار نیست. اگر توافق این باشد که عربستان سعودی میزبان جام جهانی ۲۰۳۴ شود، شرکت نفت دولتی عربستان هم حامی مالی بعدی فیفا خواهد بود، آن هم در جایگاهی ویژه و جدا از بقیه. این همان چیزی است که دربارهٔ دونالد ترامپ هم میبینیم: او صورت مالیاش را منتشر میکند و ما میبینیم که از زمان رئیسجمهور شدن، بیش از دو میلیارد دلار از رمزارز به دست آورده است؛ همهچیز هم با سند و مدرک روشن است. آنها میگویند چون این کار را آشکارا انجام دادهاند، پس فساد نبوده؛ اما در واقع این نوعی فسادِ ناشی از تعارض منافع است.
به نظر من، هنوز هم باید این ارتباطها را کنار هم گذاشت و منتشر کرد، به این امید که مردم بفهمند با چه تعارض منافع بزرگی طرفاند. اما با کنترل ترامپ بر وزارت دادگستری، دیگر انتظار نمیرود که بعد از افشاگری یک روزنامهنگار، تحقیق و پیگیریای شروع شود. فقط باید همچنان پیگیر بود و جلو رفت، با این آگاهی که کسی پشت سرت نیست.





