دوشنبه 13 مهر 1405
Picture of کیارش اقبالی
کیارش اقبالی
دبیر تحریریۀ مُصوّر

فهرست

مطالعهٔ موردی جاباما و مسیر تبدیل ریلیز به یک ابزار ارتباطی

مدت‌ها «لانچ» یکی از مهم‌ترین لحظه‌های ارتباطی یک محصول بود؛ روزی که قرار بود همه‌چیز، یک‌جا اتفاق بیفتد: محصول معرفی شود، روایت ساخته شود، رسانه‌ها خبر را پوشش دهند و کاربران با موجی از پیام‌های تبلیغاتی با قابلیت‌های جدید روبه‌رو شوند. موفقیت هم اغلب با همان معیارهای آشنای کمپین سنجیده می‌شد: میزان دیده‌شدن، تعداد بازدید، پوشش رسانه‌ای و شتابی که برند در یک بازهٔ کوتاه به خود می‌گرفت.

اما محصول دیجیتال با این منطق قدیمی یک مسئلهٔ جدی دارد: محصول تمام نمی‌شود.

یک سرویس دیجیتال، بعد از عرضه تازه وارد مرحله‌ای می‌شود که باید دائماً تغییر کند، اصلاح شود و پاسخ‌گوی رفتار جدید کاربران باشد. قابلیتی که امروز مزیت رقابتی به نظر می‌رسد، ممکن است چند ماه بعد دیگر تفاوتی ایجاد نکند. تجربهٔ کاربر، موتور جست‌وجو، مدل قیمت‌گذاری، روش پرداخت و حتی منطق پیشنهاد دادن، همگی در چرخه‌ای مداوم از آزمون و تغییر قرار دارند.

در چنین فضایی، مسئله فقط این نیست که «چه زمانی محصول را معرفی کنیم». مسئلهٔ مهم‌تر این است که چگونه تغییرات محصول را به‌شکلی مستمر، دقیق و قابل پیگیری به مخاطب توضیح دهیم. اینجاست که «ریلیز» از یک اصطلاح فنی فراتر می‌رود و به یک ایدهٔ ارتباطی تبدیل می‌شود.

لانچ یک لحظه است؛ ریلیز یک روال

تفاوت لانچ و ریلیز فقط در فرکانس انتشار خبر نیست. این دو، دو منطق متفاوت برای ارتباط با مخاطب دارند.

لانچ معمولاً بر یک لحظه متمرکز است: یک محصول، یک نسخه یا یک قابلیت باید در یک نقطهٔ مشخص معرفی شود و توجه ایجاد کند. این مدل برای بسیاری از محصولات همچنان منطقی است؛ به‌خصوص جایی که عرضهٔ محصول یک اتفاق بزرگ و نسبتاً مستقل از چرخهٔ روزمرهٔ کسب‌وکار است.

اما در محصول دیجیتال، برخورد کردن با هر تغییر با منطق یک لانچ بزرگ می‌تواند مسئله‌ساز شود. نباید وانمود کرد که هر قابلیت کوچک، یک انقلاب بزرگ است. هر به‌روزرسانی هم نمی‌تواند با همان شدت یک محصول تازه معرفی شود.

ریلیز همین‌جا وارد عمل می‌شود. در ساده‌ترین تعریف، ریلیز یعنی تبدیل تغییرات مستمر محصول به یک جریان ارتباطی منظم؛ اینکه شرکت به‌جای منتظر ماندن برای یک «خبر بزرگ»، تغییرات را در قالبی قابل پیش‌بینی، شفاف و دوره‌ای روایت کند. در این مدل، محصول بهانه‌ای برای ساختن کمپین نیست و خودِ محصول به منبع خبر تبدیل می‌شود.

تفاوت مهم‌تر اینجاست که لانچ بیشتر به «توجه» نیاز دارد، درحالی‌که ریلیز به «اعتماد» وابسته است. لانچ می‌پرسد: چطور کاری کنیم مخاطب امروز متوجه ما شود؟ ریلیز می‌پرسد: چطور کاری کنیم مخاطب بداند ما چه چیزی را، چرا و با چه نظمی تغییر می‌دهیم؟ این تفاوت، کوچک به نظر می‌رسد، اما معماری ارتباطات محصول را تغییر می‌دهد.

وقتی سیاههٔ تغییرات (Changelog) به یک رسانه تبدیل می‌شود

نشانه‌های این تغییر را می‌توان در محصولاتی دید که انتشار تغییرات را به بخشی ثابت از تجربهٔ ارتباطی خود تبدیل کرده‌اند.

استرایپ (Stripe) سال‌هاست تغییرات محصول را در قالب‌هایی مانند هاب انتشارها و چنج‌لاگ فنی مستندسازی می‌کند؛ جایی که مخاطب می‌تواند ببیند چه چیزی تغییر کرده و چه قابلیت یا تغییری به محصول اضافه شده است.

نوشن (Notion) نیز صفحهٔ رسمی «Releases» را به ویترینی دائمی برای به‌روزرسانی‌های محصول تبدیل کرده و فیگما (Figma) هم «Release Notes» را به بخشی مستمر از روایت محصول اختصاص داده است.

وجه مشترک این نمونه‌ها این نیست که همهٔ آن‌ها یک فرمت ارتباطی یکسان دارند. مخاطب می‌داند تغییرات محصول قرار نیست فقط در قالب یک کمپین مناسبتی و با فاصله‌های نامعلوم معرفی شوند. محصول برای خودش سابقه دارد، حافظه دارد و مهم‌تر از همه، یک مسیر قابل پیگیری دارد.

به این معنا، «ریلیز نوت» را می‌توان چیزی بین گزارش عملکرد و رسانهٔ محصول دانست؛ جایی که شرکت دربارهٔ آنچه ساخته، آنچه تغییر داده و آنچه به تجربهٔ کاربر افزوده توضیح می‌دهد. این رویکرد یک پیام ضمنی هم دارد: ما قرار نیست دربارهٔ محصولی که روزی ساخته و تمام شده حرف بزنیم؛ ما داریم محصولی را که همچنان در حال ساخته‌شدن است به شما نشان می‌دهیم.

مسئلهٔ ریلیز، خودِ انتشار نیست

البته صرفاً تبدیل «لانچ» به انتشارهای متعدد، به‌تنهایی اتفاق مهمی نیست. اگر شرکت هر چند ماه یک‌بار همان زبان تبلیغاتی لانچ را در قالبی با عنوان «Release» تکرار کند، عملاً چیزی تغییر نکرده است. فقط تعداد دفعات انتشار بیشتر شده است.

ریلیز زمانی ارزش ارتباطی پیدا می‌کند که فاصلهٔ میان «ادعا» و «شواهد» را هم کمتر کند.

وقتی شرکتی می‌گوید جست‌وجوی محصول را بهبود داده، سؤال طبیعی این است که این بهبود برای چه کسی و تا چه اندازه اتفاق افتاده است. وقتی از قیمت‌گذاری هوشمند حرف می‌زند، می‌توان پرسید این قابلیت چه اثری بر سنجه‌های مختلف مربوط به آن محصول گذاشته است. وقتی یک شرکت قابلیتی مثل «کیف پول» را به‌عنوان راهی برای ساده‌تر کردن تجربهٔ بازگشت وجه معرفی می‌کند، زمان بازگشت اعتبار، نرخ استفاده مجدد یا میزان برداشت به حساب بانکی می‌تواند بخشی از تصویر واقعی این قابلیت باشد.

قرار نیست هر ریلیز به یک گزارش آماری مفصل تبدیل شود. اما هرچه یک شرکت بیشتر از «تأثیر» صحبت می‌کند، انتظار برای ارائهٔ نشانه‌های قابل‌اندازه‌گیری هم بیشتر می‌شود. این نقطه‌ای است که ریلیز می‌تواند از یک خلاصهٔ بی‌معنی یا یک اقدام روابط‌عمومی به سازوکار اعتمادسازی تبدیل شود.

شفافیت فقط در این نیست که شرکت بگوید «چه قابلیت جدیدی اضافه کرده‌ایم». بخشی از شفافیت این است که بتواند توضیح دهد این تغییر قرار است کدام مسئله را حل کند و در صورت امکان، چه شواهدی برای سنجش آن وجود دارد.

جاباما؛ یک مطالعهٔ موردی از تغییر ریتم ارتباطات بازاریابی محصول

در اکوسیستم استارتاپی و فناوری ایران هم نمونه‌هایی از حرکت به سمت این مدل دیده می‌شود. جاباما یکی از مواردی است که می‌توان از منظر ارتباطات محصول بررسی‌اش کرد.

این پلتفرم از سال ۱۴۰۳ به سمت اعلام دوره‌ای تغییرات حرکت کرده و در چند مرحله، قابلیت‌های جدید را در قالب ریلیز برای ذی‌نفعان مختلف روایت کرده است. در اینجا اهمیت موضوع در تغییر ریتم ارتباط با مخاطب است.

در ریلیز زمستان ۱۴۰۳ جاباما که با هدف آمادگی برای نوروز ۱۴۰۴ روایت شد، یکی از تغییرات مهم، جابه‌جایی منطق جست‌وجو از تمرکز صرف بر «مقصد» به «نوع اقامت» بود؛ یعنی کاربر می‌توانست بخشی از تجربهٔ انتخاب اقامتگاه را بر اساس ویژگی یا سبک اقامت دنبال کند. در پوشش رسانه‌ای این تغییر، از حدود ۲۰ نوع اقامت صحبت شده و مثال‌هایی مانند «لب آب»، «منظرهٔ رویایی» و «لوکس» برای توضیح این تجربهٔ جدید مطرح شده است.

در همین دوره، رزرو اقساطی بدون بهره با اسنپ‌پی نیز به‌عنوان یکی از قابلیت‌های محصول معرفی شد؛ قابلیتی که طبق صفحهٔ Releases جاباما، امکان پرداخت در چهار قسط و از حداقل ۱۰ روز پیش از سفر را فراهم می‌کرد.

بخش دیگری از روایت آن دوره نیز به سناریوی کنسلی از سوی میزبان و اقداماتی مانند بازگشت سریع‌تر وجه و پیشنهاد گزینه‌های مشابه مربوط می‌شد. این جنس تغییرات از یک منظر مهم‌تر از یک قابلیت ویترینی‌اند: موضوع کاهش ریسک و اصطکاک در تجربهٔ سفر است؛ چیزی که مستقیماً با اعتماد کاربر به پلتفرم ارتباط پیدا می‌کند.

از ویژگی جدید تا کاهش اصطکاک

ریلیز تابستان ۱۴۰۴ جاباما، بر اساس روایت رسمی این پلتفرم، مسیر مشابهی را در سطحی دیگر دنبال می‌کند.

در سمت مسافر، قابلیت‌هایی مانند جست‌وجوی تاریخ منعطف، فیلترهای پیشرفته‌تر، اشتراک‌گذاری سفر و «کیف پول مهمان» معرفی شده‌اند؛ مجموعه‌ای از تغییرات که مسئلهٔ مشترک‌شان را می‌توان کاهش اصطکاک در فرایند جست‌وجو، انتخاب و مدیریت سفر دانست. در مورد کیف پول نیز هدف، بازگشت سریع‌تر اعتبار و امکان استفادهٔ مجدد یا انتقال آن به حساب بانکی عنوان شده است. 

اما شاید نکتهٔ جالب‌تر از خود قابلیت‌ها، نوع چیدن آن‌ها در کنار یکدیگر باشد. ریلیز در اینجا تلاشی برای توضیح تغییرات محصول از منظر چند گروه مختلف است.

ریلیز تابستان ۱۴۰۵ جاباما این رویکرد را منسجم‌تر نشان می‌دهد. این‌بار تغییرات محصول صرفاً در قالب فهرستی از قابلیت‌های جدید ارائه نشده‌اند؛ جاباما آن‌ها را در مسیرهای جداگانهٔ «مهمان» و «میزبان» دسته‌بندی کرده و در کنار آن، بخشی را به «پشت صحنه» اختصاص داده است. از کشف و جست‌وجو و تصمیم‌گیری تا مدیریت سفر و بازگشت دوباره، قابلیت‌ها در قالب یک تجربهٔ کامل‌تر از محصول روایت می‌شوند و هم‌زمان، داده، فناوری و فرایندهای مهندسی پشت این تغییرات نیز به بخشی از روایت تبدیل شده‌اند. این ساختار نشان می‌دهد ریلیز می‌تواند از یک فهرست به‌روزرسانی‌ها فراتر برود و به روشی برای توضیح مسیر تکامل محصول برای گروه‌های مختلف مخاطب تبدیل شود.

یک قابلیت، چند داستان

فرض کنیم قابلیت جدیدی برای جست‌وجوی تاریخ منعطف طراحی شده است.

برای مسافر، این قابلیت می‌تواند به معنای پیدا کردن گزینه‌های بیشتر با قیمت‌های مختلف باشد؛ برای میزبان، می‌تواند به معنای پر کردن بخشی از روزهای خالی تقویم باشد؛ و برای تیم محصول و فناوری، نتیجهٔ توسعهٔ الگوریتم‌ها و زیرساختی باشد که امکان چنین جست‌وجویی را فراهم کرده است. خودِ قابلیت یکی است، اما معنای آن برای هر ذی‌نفع متفاوت است.

ریلیز حرفه‌ای قرار نیست برای همه یک متن واحد بنویسد و فقط نام مخاطب را عوض کند. باید یک هستهٔ روایی مشترک داشته باشد و بعد، بر اساس مسئلهٔ هر گروه، روایت مناسب را بسازد.

مسافر می‌خواهد بداند «این چه چیزی را برای من آسان‌تر می‌کند؟» میزبان می‌خواهد بداند «این چه اثری بر کسب‌وکار من دارد؟» مخاطب حرفه‌ای‌تر می‌خواهد بداند «این تغییر دقیقاً چگونه کار می‌کند و چه شواهدی برای اثربخشی آن وجود دارد؟» در چنین ساختاری، ارتباطات محصول از بازنویسی یک پیام تبلیغاتی به طراحی یک معماری پیام تبدیل می‌شود.

ریلیز چه چیزی را دربارهٔ فرهنگ سازمان نشان می‌دهد؟

شاید مهم‌ترین تفاوت ریلیز با لانچ در نهایت بیرون از خودِ روابط‌عمومی محصول اتفاق بیفتد. لانچ را می‌توان تا حد زیادی با قدرت روایت ساخت. می‌توان کمپین طراحی کرد، رسانه خرید، ویدئو ساخت و یک قابلیت را با شدت زیاد به بازار عرضه کرد. 

ریلیز اما به محصولی نیاز دارد که واقعاً چیزی برای گفتن داشته باشد. به‌همین‌دلیل، ریلیز علاوه بر اینکه یک ابزار ارتباطی است، می‌تواند بخشی از فرهنگ سازمانی هم باشد. شرکتی که به انتشار مستمر تغییرات محصول، گزارش سالانه، گزارش عملکرد و دیگر شکل‌های گزارش‌دهی دوره‌ای عادت کرده، ناچار است ریتم مشخص و منسجمی برای توسعه، مستندسازی، اندازه‌گیری، ارزیابی و توضیح آنچه انجام داده و آنچه تغییر کرده، داشته باشد.

در چنین سازمانی، تیم ارتباطات نمی‌تواند چند روز مانده به انتشار خبر، از تیم محصول بخواهد «چیزی برای گفتن» پیدا کند. اطلاعات باید از خودِ فرایند توسعه بیرون بیاید. از این منظر، ریلیز یک قرارداد نانوشته میان محصول و ارتباطات است: محصول باید تغییر واقعی ایجاد کند و ارتباطات باید بتواند آن تغییر را دقیق و قابل فهم روایت کند.

اما ریلیز هم ممکن است اعتبارش را از دست بدهد؟

بااین‌حال، این مدل هم می‌تواند خیلی زود به کلیشه تبدیل شود. اگر ریلیز فقط مجموعه‌ای از شعارها باشد؛ اگر هر قابلیت «انقلابی» توصیف شود؛ اگر هوش مصنوعی بدون توضیح روشن دربارهٔ کاربردش به متن اضافه شود؛ اگر هیچ داده‌ای برای سنجش اثر تغییرات ارائه نشود؛ یا اگر تفاوت میان «ویژگی اضافه شده» و «اثر ایجاد شده» نادیده گرفته شود، ریلیز خیلی سریع به همان چیزی تبدیل می‌شود که قرار بود از آن فاصله بگیرد: یک لانچ کوچک با فاصلهٔ زمانی کمتر از قبلی.

این خطر در مورد قابلیت‌های مبتنی بر هوش مصنوعی جدی‌تر است. امروز کافی نیست شرکتی بگوید «از AI استفاده می‌کنیم». مخاطب حرفه‌ای می‌خواهد بداند هوش مصنوعی دقیقاً کجای محصول وارد شده، چه مسئله‌ای را حل می‌کند و چه چیزی را بهتر از قبل انجام می‌دهد. در غیر این صورت، «AI» بیشتر به یک برچسب ارتباطی تبدیل می‌شود تا یک توضیح شفاف از محصول.

مرحلهٔ بعدی چیست؟

اگر ریلیز قرار است از یک فرمت انتشار به یک مدل ارتباطی تبدیل شود، قدم بعدی نسبتاً روشن است: قابلیت‌ها باید تا حد امکان به ادعاهای قابل سنجش متصل شوند.

برای «نقشهٔ جدید»، چه تغییری در نرخ پیدا کردن و انتخاب اقامتگاه ایجاد شده است؟ «فیلترهای هوشمند» چقدر مسیر جست‌وجو را کوتاه‌تر کرده‌اند و کاربران تا چه اندازه بیشتر به گزینه‌های متناسب با نیازشان رسیده‌اند؟ 

«پشتیبانی هوشمند» چه اثری بر زمان پاسخ‌گویی و حل مسئله داشته است؟ «جاباما AI» دقیقاً کدام بخش از تجربهٔ کاربر را بهبود داده و این بهبود چگونه قابل اندازه‌گیری است؟ آیا «برچسب راهنمای قیمت» به انتخاب آگاهانه‌تر منجر شده؟ دقیقاً چه تغییری در رفتار رزرو ایجاد کرده است؟ 

«راهکارهای مالی» و امکان دریافت اعتبار سفر چه اثری بر نرخ تبدیل یا استفادهٔ مجدد کاربران داشته‌اند؟ حتی دربارهٔ قابلیت‌هایی مانند «تخفیف پلکانی برای اقامت بلندمدت»، «جاباما تور» و «پاداش رزرو» هم می‌توان پرسید که این تغییرات چه اثری بر طول سفر، تعداد رزروها یا تکرار استفاده داشته‌اند. 

ارزش ریلیز زمانی بیشتر می‌شود که پشت هر یک از این قابلیت‌ها، یک ادعای روشن و تا حد امکان یک شاخص قابل‌سنجش وجود داشته باشد. پاسخ این سؤال‌ها ممکن است همیشه یک عدد بزرگ و قابل‌استفاده برای تبلیغات نباشد. حتی ممکن است نتیجه یک آزمایش، محدود یا ترکیبی باشد. اما همین احتیاط هم بخشی از ارزش ریلیز است.

ریلیز قرار نیست ثابت کند همه‌چیز فوق‌العاده است. قرار است نشان دهد چه چیزی تغییر کرده، چرا تغییر کرده و، تا جایی که داده اجازه می‌دهد، چه اثری داشته است. در این معنا، ریلیز جای لانچ را نمی‌گیرد. نقش لانچ را تغییر می‌دهد.

لانچ می‌تواند همچنان برای لحظه‌های بزرگ، عرضه‌های مهم و تغییرات استراتژیک باقی بماند. اما میان این قله‌ها، ریلیز می‌تواند جریان مداوم ارتباط با محصول را زنده نگه دارد؛ جریانی که به‌جای اتکا به هیجان مقطعی، بر استمرار، شفافیت و قابل‌پیگیری بودن تغییرات بنا شده است.

محصول دیجیتال هرگز واقعاً «لانچ» نمی‌شود؛ مدام دوباره ساخته می‌شود. شاید ارتباطات محصول هم ناچار باشد همین واقعیت را بپذیرد: خبر اصلی روزی نیست که محصول عرضه می‌شود. اصل خبر، خودِ تغییر مدامی است که در دل محصول جریان دارد.

 

Picture of کیارش اقبالی
کیارش اقبالی
دبیر تحریریۀ مُصوّر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *