بر اساس نتایج نظرسنجی شرکت بینالمللی مشاورهٔ توسعهٔ کسبوکار «گِریت پیچ کمپانی»، نزدیک به سهچهارم کارکنان آژانسهای تبلیغاتی و ارتباطات به دلیل فشار ناشی از توسعهٔ کسبوکار، به ترک این صنعت فکر کردهاند.
این نظرسنجی شیوههای ارائهٔ پیشنهاد تجاری و توسعهٔ کسبوکار را در آژانسهای ارتباطات بریتانیا بررسی میکند و موضوعاتی مانند چالشهای جذب مشتری جدید، سلامت روان، رفاه کارکنان، فرهنگ سازمانی و فرایند ارائهٔ پیشنهاد را در بر میگیرد. پاسخدهندگان از آژانسهای مختلف حوزهٔ ارتباطات، از جمله رسانه، خلاقیت، دیجیتال، روابطعمومی، بازاریابی مستقیم، بازاریابی عملکردی، طراحی و سلامت، انتخاب شدهاند.
یافتههای این نظرسنجی از افزایش بیسابقهٔ استرس، فرسودگی شغلی و نگرانی دربارهٔ تأثیر توسعهٔ کسبوکار بر مسیر شغلی و رفاه کارکنان حکایت دارد.مهمترین نتایج این نظرسنجی عبارتاند از:
- ۸۰٫۶ درصد پاسخدهندگان گفتهاند فشار توسعهٔ کسبوکار و ارائهٔ پیشنهاد تجاری، آنها را بهطور جدی به فکر تغییر شغل انداخته است.
- ۷۳٫۱۳ درصد گفتهاند به دلیل استرس ناشی از توسعهٔ کسبوکار و ارائهٔ پیشنهاد، ترک کامل صنعت تبلیغات یا ارتباطات را در نظر گرفتهاند.
- ۷۰٫۱۵ درصد اعلام کردهاند خودشان یا یکی از همکارانشان به دلیل استرس ناشی از ارائهٔ پیشنهاد یا الزامات جذب مشتری جدید، مرخصی استعلاجی گرفته یا بیمار شدهاند.
- ۷۳٫۱۳ درصد موافق بودهاند که مشتریان در درخواستهای خود برای ارائهٔ پیشنهاد، مطالبهگرتر یا غیرمنطقیتر شدهاند. همچنین ۶۰٫۴۵ درصد افزایش پروژههایی با زمانبندی بسیار فشرده، مانند ارائهٔ پیشنهاد بر اساس بریف ۴۸ساعته، را تجربه کردهاند.
- کار در روزهای آخر هفته همچنان رایج است. ۴۲٫۵۴ درصد گفتهند هنگام ارائهٔ پیشنهاد، همیشه یا اغلب از آنها انتظار میرود در آخر هفته کار کنند. این رقم در آژانسهایی که نرخ تبدیل پیشنهاد به قرارداد آنها بین ۳۳ تا ۶۶ درصد است، به ۵۰٫۶۰ درصد میرسد.
- ۸۴٫۳۳ درصد موافق بودهاند که سلامت روان، برای ارائهٔ یک پیشنهاد موفق اهمیت اساسی دارد. این یافته پیوند میان نیروی انسانی، عملکرد و موفقیت تجاری را تأیید میکند.
- به نظر میرسد فرهنگ سازمانی شادتر، با نظم سالمتر در فرایند ارائهٔ پیشنهاد همراه است. آژانسهایی که برای حفاظت از رفاه کارکنان، فرصتهای کاری کافی را رد میکنند، سطوح بهمراتب بالاتری از رضایت کارکنان و گفتوگوی صریح دربارهٔ سلامت روان را گزارش کردهاند.
- هوش مصنوعی ممکن است بهجای کاهش فشار، آن را افزایش دهد. ۴۰٫۳ درصد پاسخدهندگان گفتهاند استفاده از هوش مصنوعی به طرح پرسشهای بیشتر در بریفها منجر شده است، ۴۰٫۳ درصد از افزایش حجم محتوا در ارائهٔ پیشنهادها خبر دادهاند و ۳۳٫۵۸ درصد معتقد بودهاند هوش مصنوعی به کوتاهتر شدن زمان آمادهسازی کمک کرده است.
- اگرچه آژانسها در اولویت دادن به رفاه کارکنان در دورههای ارائهٔ پیشنهاد پیشرفت کردهاند، بیش از نیمی از پاسخدهندگان (۵۱٫۴۹ درصد) گفتهاند مدیریت رفاه خود در دورههای پرفشار ارائهٔ پیشنهاد را بهصورت خودآموز یاد گرفتهاند.
- تمرین پیش از ارائه همچنان نظم یکسانی ندارد. ۶۷٫۱۵ درصد گفتهاند یک یا دو روز پیش از ارائه، فرصت تمرین دارند؛ اما تقریباً یکپنجم پاسخدهندگان همچنان حداکثر نیمی از روز را برای آمادهسازی در اختیار دارند.
اگرچه بسیاری از این یافتهها نگرانکنندهاند، نظرسنجی نشان میدهد آژانسها توجه بیشتری به رفاه کارکنان نشان میدهند و بیش از گذشته پیوند میان سلامت روان مثبت و عملکرد موفق در ارائهٔ پیشنهاد را میپذیرند. بااینحال، تداوم سطوح بالای استرس و بیماری، در کنار افزایش شمار کارکنانی که به ترک شغل یا حتی ترک صنعت فکر میکنند، نشان میدهد اقدامات بیشتری لازم است. آژانسها، مشتریان و تیمهای تدارکات باید برای ایجاد فرایندهای سالمتر و پایدارتر در ارائهٔ پیشنهاد با یکدیگر همکاری کنند. همزمان با افزایش فشارهای توسعهٔ کسبوکار، حفاظت از رفاه افرادی که مسئول جذب مشتریان جدید هستند، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
این نظرسنجی را «مارکوس براون»، بنیانگذار و مدیرعامل «گِریت پیچ کمپانی»، آغاز کرد. براون با این باور که «اگر چیزی را اندازهگیری نکنید، نمیتوانید آن را تغییر دهید»، این نظرسنجی سالانه را در سال ۲۰۲۱ راهاندازی کرد تا به بهبود شیوههای ارائهٔ پیشنهاد در صنعت ارتباطات کمک کند.
مارکوس براون دربارهٔ یافتههای امسال گفت:
«ارائهٔ پیشنهاد تجاری اغلب بهعنوان شریان حیاتی یک آژانس توصیف میشود و بدون تردید، جذب مشتری جدید برای رشد ضروری است. اما اگر فشار توسعهٔ کسبوکار و ارائهٔ پیشنهاد باعث شود ۸۰٫۶ درصد پاسخدهندگان بهطور جدی به تغییر شغل فکر کنند و نزدیک به سهچهارم آنها ترک کامل صنعت را در نظر بگیرند، باید بپرسیم آیا الگوی فعلی پایدار است یا نه. آژانسها نمیتوانند همچنان برای تأمین رشد، به خون، عرق و اشک کارکنان خود متکی باشند. توسعهٔ کسبوکار باید هدفمندتر، برخوردار از منابع کافی و بهتر مدیریت شود؛ حتی اگر این رویکرد به گفتوگوهای صادقانهتری دربارهٔ حاشیه سود، ظرفیت کاری و هزینهٔ واقعی ارائهٔ پیشنهاد نیاز داشته باشد. این دیگر فقط مسئلهٔ جذب مشتری جدید نیست؛ این موضوع به رهبری، رفاه کارکنان و حفظ استعدادها مربوط میشود. اگر صنعت میخواهد بهترین نیروهای خود را حفظ کند، باید به تقدیس فشار ناشی از ارائهٔ پیشنهاد پایان دهد و روشهایی سالمتر، هوشمندانهتر و مؤثرتر برای جذب مشتری طراحی کند.»







