دوشنبه 23 شهریور 1405
دایان شوارتز، مدیرعامل «ریگان کامیونیکیشنز»، این روزها بیش از هر چیز با هوش مصنوعی و مرزهای تازهٔ فناوری مأنوس است؛ دغدغه‌ای که انجمن روابط‌عمومی آمریکا (PRSA) را واداشت تا نخستین «جایزهٔ زنان تأثیرگذار در نوآوری هوش مصنوعی و فناوری ارتباطات» را به او پیشکش کند. شوارتز در حاشیهٔ این رویداد، نگاهی عمیق به آیندهٔ صنعت ارتباطات انداخت و چشم‌انداز خیره‌کننده‌ای را پیش‌روی متخصصانی ترسیم کرد که زبان مشترک کسب‌وکار را بیاموزند؛ متخصصانی که می‌توانند گزینه‌های جدی تصدی کرسی مدیریت‌عامل در سازمان‌ها باشند.

فهرست

Goal to success for level up with pathway line or step route to mountain peak.human performance limit concepts.growth mindset and motivation.generative ai

دایان شوارتز، مدیرعامل «ریگان کامیونیکیشنز»، این روزها بیش از هر چیز با هوش مصنوعی و مرزهای تازهٔ فناوری مأنوس است؛ دغدغه‌ای که انجمن روابط‌عمومی آمریکا (PRSA) را واداشت تا نخستین «جایزهٔ زنان تأثیرگذار در نوآوری هوش مصنوعی و فناوری ارتباطات» را به او پیشکش کند. شوارتز در حاشیهٔ این رویداد، نگاهی عمیق به آیندهٔ صنعت ارتباطات انداخت و چشم‌انداز خیره‌کننده‌ای را پیش‌روی متخصصانی ترسیم کرد که زبان مشترک کسب‌وکار را بیاموزند؛ متخصصانی که می‌توانند گزینه‌های جدی تصدی کرسی مدیریت‌عامل در سازمان‌ها باشند.

گم‌شدن رضایت شغلی در هیاهوی تحول

ماجرا از یک مکالمه آغاز شد؛ چند ماه پیش، هنگامی که از مدیر ارتباطات یکی از برندهای بزرگ جهانی پرسیدم درحال‌حاضر هیجان‌انگیزترین و رضایت‌بخش‌ترین بخش کارش چیست، او با خنده‌ای از کنار پرسش گذشت و گفت: «اصلاً به این موضوع فکر نکرده‌ام!» گویی سؤالی حاشیه‌ای پرسیده بودم و قرار بود بحث اصلی جای دیگری باشد.

این پاسخ کوتاه‌ اما تلخ، مهر تأییدی بود بر زمزمه‌هایی که این روزها از اهالی ارتباطات می‌شنوم: رضایت شغلی دیگر در صدر دغدغه‌ها نیست؛ حتی گاهی فکر کردن به آن، لوکس و تجملاتی به نظر می‌رسد. توفان تحولات سازمانی که هوش مصنوعی مولد به راه انداخته، همه را در چرخ‌دنده‌های کار مداوم گرفتار کرده است تا فقط از این گردنه عبور کنند.

اما واقعیت این است که این «گردنه» یا «دوران گذار» قرار نیست تمام شود؛ و البته قرار هم نیست به یک فرسودگی دائمی بدل گردد.

هوش مصنوعی آمده تا سطح انتظارات را بالاتر ببرد، نه پایین‌تر. درست است که ماشین‌ها اجرای کارها را تسریع کرده‌اند، اما هرگز نمی‌توانند جایگزین قضاوت دقیق انسانی، رهبری اثرگذار و قدرت نفوذ شوند. از سوی دیگر، فشار فزاینده برای به‌کارگیری هوش مصنوعی در تاروپود سازمان‌ها، تنش شناختی عجیبی آفریده است. کارکنان با ظرفیت‌های خیره‌کننده و بی‌کران مدل‌های زبانی بزرگ مواجه‌اند و هاروارد بیزنس ریویو به‌حق این وضعیت را «فرسودگی مغزی» نام گذاشته است؛ زنگ خطری که باید بی‌درنگ به فهرست وظایف بخش ارتباطات داخلی اضافه شود.

امروز چالش اصلی، انجام‌دادن کارها نیست؛ هدایت انسان‌ها، شکل‌دادن به تصمیم‌های کلان و ایفای نقش «مشاور مورد اعتماد» است. حقیقت تلخ ماجرا این است که اجرای یک کار، به مراتب ساده‌تر از رهبری و هدایت مسیر آن است.

موانع واقعی در صف مقدم ارتباطات

در مجموعهٔ ریگان، ما مرتباً نبض متخصصان ارتباطات را در اقصی نقاط جهان می‌گیریم. واقعیت این است که کمتر سازمانی را می‌توان یافت که درگیر تحول نباشد. یادگیری مهارت‌های هوش مصنوعی و رهبری تغییر، مأموریت اول و آخر این روزهای مدیران است.

بااین‌حال، وقتی نتایج نظرسنجی‌های تخصصی را بررسی می‌کنیم، تصویر روشنی از موانع به دست می‌آید؛ بیش از یک‌سوم شرکت‌کنندگان از «درخواست‌های لحظهٔ آخری و بی‌حساب‌وکتاب» گلایه دارند و نزدیک به ۴۵ درصد از کمبود نیروی انسانی رنج می‌برند. فراتر از همهٔ این‌ها، حدود یک‌چهارم تیم‌های ارتباطات اصلاً جایی در اتاق‌های تصمیم‌گیری راهبردی سازمان ندارند. پیام روشن است: خطر بزرگ برای سازمان‌ها دیگر افت بهره‌وری نیست، سایهٔ سنگین فرسودگی شغلی، بی‌انگیزگی و رخوت است. اهالی ارتباطات باید همین امروز مثل رهبران رده‌بالای سازمانی فکر کنند.

نشانه‌های امید و تکامل نقش‌ها

با وجود همهٔ این چالش‌ها، حقایق امیدوارکننده‌ای هم در جریان است. در جامعهٔ چندصدهزارنفری متخصصان ارتباطات و بازاریابی، پیشرفت‌های چشمگیری دیده‌ می‌شود. امروز شاهدیم که متخصصان ارتباطات سازمانی، عهده‌دار نقش‌هایی چون «رئیس ستاد هوشمند» (Agentic Chiefs of Staff) شده‌اند و در کارگروه‌های کلان سازمانی حضور می‌یابند تا هم‌زمان هم صدای راهبردی مجموعه باشند و هم در برابر خطراتی چون دیپ‌فیک و اخبار جعلی، از اعتبار برند دفاع کنند.

آژانس‌های روابط‌عمومی نیز از ارائهٔ خدمات سنتی فراتر رفته و مشاورهٔ راهبردی ژرف‌تری به مشتریانشان عرضه می‌کنند. در همایش‌های تخصصی ما، این روزها مدیران فناوری اطلاعات و بازاریابی در کنار همکاران ارتباطاتی خود می‌نشینند تا ادبیات مشترک این دنیای تازه را بیاموزند؛ گواهی روشنی بر گذر از «ارتباطات یکپارچه» به سوی «تخصص‌های یکپارچه».

فرهنگ سازمانی و تجربهٔ کارکنان نیز جایگاه بسیار بالاتری یافته است. تصور کنید به زودی باید پدیده‌ای به نام «کارمند دیجیتال» را هم مدیریت کنید؛ ربات‌های سخت‌کوشی که در کنار همتایان انسانی خود کار می‌کنند و لایهٔ تازه‌ای از پیچیدگی را به دوش روابط‌عمومی می‌گذارند.

در این فرایند بازآفرینی سازمانی، ارتباطات این فرصت تاریخی را دارد که به یکی از ارکان اصلی رهبری شرکت تبدیل شود؛ به شرط آنکه اهالی این فن، عینک کسب‌وکار به چشم بزنند.

پنج مهارت حیاتی برای مدیران ارتباطات فردا

برای اینکه یک متخصص ارتباطات بتواند به اتاق مدیریت‌عامل راه پیدا کند، تسلط بر پنج قابلیت کلیدی الزامی است:

۱. تسلط بر زبان کسب‌وکار: دقیقاً بفهمید سازمان شما چطور ارزش‌آفرینی می‌کند؛ از زنجیرهٔ مشتریان و عملیات گرفته تا شاخص‌های مالی و فشارهای رقابتی بازار. با ادبیات مدیرعامل و مدیر مالی آشنا شوید و برنامه‌های ارتباطی را به متریک‌هایی گره بزنید که بیش از همه برای آن‌ها اهمیت دارد.

۲. ساختن کوله‌بار رهبری فردی: روی مهارت‌های ارائه‌، فنون مذاکره، اصول دیپلماسی و استقرار در جایگاه مدیران ارشد وقت بگذارید. هوش مصنوعی را با آغوش باز بپذیرید، اما هم‌زمان ویژگی‌های انسانی و هوش هیجانی خود را که «سیستم‌عامل رهبری» شماست، تقویت کنید.

۳. توسعهٔ پیوندهای درون‌سازمانی: با محوشدن مرزهای سنتی میان مدیریت ریسک، مدیریت بحران و روایت‌گری برند، پل‌های ارتباطی محکم‌تری با سایر واحدها بسازید. با واحدهای حقوقی، فناوری اطلاعات، بازاریابی، فروش و منابع انسانی چقدر تعامل دارید؟ از همین امروز تعاملات دوطرفه و سازنده‌ای با همکاران این بخش‌ها پایه‌ریزی کنید.

۴. بازتعریف معنای «نفوذ»: بازیگران اثرگذار بر برند دیگر محدود به رسانه‌های سنتی نیستند. از روزنامه‌نگار یک رسانهٔ شاخص گرفته تا پادکسترهای تخصصی، کارمندان پرشور در شبکه‌های اجتماعی یا یک شهروند اثرگذار محلی، همگی می‌توانند ادراک مخاطب را شکل دهند. روایت خود را محکم نگه دارید و این جریان‌های نفوذ را بشناسید.

۵. رهبری تغییر: هر تحول بزرگی در سازمان نیاز به روایت درست، مدیریت مسیر و خنثی‌سازی تنش‌های محیط کار دارد. موفق‌ترین متخصصان ارتباطات کسانی هستند که سازمان برای هم‌راستاسازی ارکان خود، گذراندن کارکنان از تردید به عمل و اعتمادسازی در روزگار دگرگونی‌ها، روی آن‌ها حساب می‌کند.

امروز تنها صحبت از دوام آوردن و پشت سر گذاشتن روزهای سخت نیست. اگر مهارت‌های نوآورانهٔ یک متخصص ارتباطات مدرن را در خود پرورش دهید، هم نفوذ و اثرگذاری ازدست‌رفته را بازمی‌یابید و هم همان رسالت اصیلی را احیا می‌کنید که روزی شما را به این حرفه کشانده بود؛ مسیری که شاید به صندلی مدیریت‌عامل ختم شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *