با گسترش هوش مصنوعی، این نگرانی در میان بسیاری از فعالان حوزهٔ ارتباطات شکل گرفته است که این فناوری دیر یا زود جایگزین بخش قابلتوجهی از وظایف آنها خواهد شد. اما جف دیماریس، معاون ارشد بازاریابی جهانی و مدیر ارشد ارتباطات شرکت کاگنیزانت، معتقد است این برداشت نهتنها نادرست، بلکه دقیقاً برخلاف واقعیت است. به باور او، هوش مصنوعی تهدیدی برای حرفهٔ ارتباطات نیست؛ فرصتی است برای بازتعریف جایگاه و افزایش ارزش آن.
دیماریس استدلال میکند که تصور رایج دربارهٔ هوش مصنوعی بر این فرض استوار است که هرچه ماشینها توانمندتر شوند، انسانها جایگاه خود را از دست میدهند؛ گویی پیشرفت فناوری یک بازی با حاصل جمع صفر است. اما از نگاه او، واقعیت کاملاً متفاوت است. هوش مصنوعی قرار نیست متخصصان ارتباطات را کنار بزند، بلکه سطح انتظارات از آنها را افزایش میدهد و ارزش مهارتهایی مانند قضاوت، تحلیل، خلاقیت و تصمیمگیری را بیش از گذشته برجسته میکند.
به اعتقاد او، تهدید اصلی برای این حرفه خود هوش مصنوعی نیست، شکافی است که میان سرعت پیشرفت فناوری و سرعت سازگار شدن سازمانها، مهارتها و نظامهای حکمرانی با این تحول ایجاد شده است. آینده به کسانی تعلق دارد که بتوانند این فاصله را کاهش دهند، نه به کسانی که در برابر تغییر مقاومت میکنند.
دفاع از حرفه، با پذیرش فناوری
دیماریس میگوید بسیاری از متخصصان ارتباطات هنوز تصور میکنند باید از حرفهٔ خود در برابر هوش مصنوعی محافظت کنند؛ درحالیکه چنین نگاهی ماهیت این تحول را نادیده میگیرد. از نظر او، هوش مصنوعی قرار نیست هویت این حرفه را از بین ببرد، بلکه دامنهٔ اثرگذاری آن را گسترش خواهد داد.
او یادآوری میکند که تاریخ ارتباطات همواره با موجهای بزرگ فناوری همراه بوده است. ظهور چاپ، اینترنت و شبکههای اجتماعی هر بار نگرانیهایی دربارهٔ حذف نقش انسان ایجاد کرد، اما در نهایت نهتنها این حرفه کوچکتر نشد، بلکه مسئولیتها و اهمیت آن نیز افزایش یافت. به باور او، هوش مصنوعی نیز میتواند همین مسیر را طی کند؛ البته تنها درصورتیکه متخصصان ارتباطات نقش سازنده را بر عهده بگیرند، نه صرفاً نقش مصرفکننده یا ناظر فناوری.
اخلاق و اعتماد، مهمتر از گذشته
دیماریس تأکید میکند که خوشبینی نسبت به هوش مصنوعی به معنای نادیده گرفتن مخاطرات آن نیست. برعکس، هرچه استفاده از این فناوری گستردهتر شود، موضوعاتی مانند اخلاق، اعتماد، اصالت محتوا و مسئولیتپذیری اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد.
او هشدار میدهد که هوش مصنوعی میتواند تولید انبوه اطلاعات نادرست، تبلیغات گمراهکننده و دستکاری افکار عمومی را آسانتر کند. اما راه مقابله با این تهدیدها نه کنار گذاشتن فناوری نیست، که شناخت عمیقتر آن است. به اعتقاد او، نمیتوان سامانهای را که درک درستی از آن وجود ندارد، بهدرستی مدیریت یا حکمرانی کرد.
از این منظر، انتخاب پیش روی متخصصان ارتباطات، انتخاب میان مشارکت در ساخت آیندهٔ فناوری هوش مصنوعی یا عقب ماندن از آن است.
هوش مصنوعی، ماهیت کار ارتباطات را تغییر میدهد
بر اساس برآوردهای موجود، اکنون بیش از ۹۳ درصد مشاغل در ایالات متحده به شکلی از هوش مصنوعی تأثیر میپذیرند. اما این تأثیر الزاماً به معنای حذف نیروی انسانی نبوده و نشاندهندهٔ تغییر در شیوهٔ خلق ارزش است.
دیماریس معتقد است سازمانها بهتدریج از مدلهای سنتی مبتنی بر حجم فعالیت به سمت مدلهایی حرکت میکنند که نتیجه و اثرگذاری را معیار اصلی ارزیابی قرار میدهند. در چنین فضایی، متخصصان ارتباطات از موقعیت ویژهای برخوردارند، چراکه مهمترین سرمایهٔ آنها، یعنی توانایی ساخت روایت، ایجاد اعتماد، مدیریت بحران و درک پیچیدگیهای انسانی، قابلیت تبدیل شدن به الگوریتم را ندارد.
به گفتهٔ او، هوش مصنوعی انتظار برای تولید محتوای دقیقتر، سریعتر و متناسبتر را افزایش میدهد، اما برآورده کردن این انتظار همچنان به انسان وابسته است؛ بهویژه انسانی که بتواند این ابزارها را بهدرستی در فرایند کاری خود ادغام کند.
او حتی پا را فراتر میگذارد و میگوید اگر سازمانی به فردی نیاز داشته باشد که بتواند مؤثرترین تعامل را با سامانههای هوش مصنوعی طراحی کند، بهترین گزینه احتمالاً یک متخصص باتجربهٔ ارتباطات خواهد بود، نه صرفاً یک مهندس نرمافزار.
فرصتهایی که پیش از این وجود نداشتند
از نگاه دیماریس، بزرگترین مزیت هوش مصنوعی در خودکارسازی کارهای روزمره نبوده و در حل مسائلی است که پیشتر امکان حل آنها وجود نداشت.
او آیندهای را ترسیم میکند که در آن یک کارزار ارتباطی میتواند همزمان با تغییر نگرش افکار عمومی، پیامها و راهبرد خود را بهصورت پویا اصلاح کند یا سازمانها پیش از انتشار یک پیام برند، تأثیر احتمالی آن را در بازارهای مختلف شبیهسازی و ارزیابی کنند.
با وجود این، او تأکید میکند تصمیمهای کلیدی همچنان انسانی خواهند ماند. انتخاب پیام مناسب، تشخیص حساسیتهای فرهنگی، مدیریت بحرانهای ارتباطی و قضاوت دربارهٔ پیامدهای اجتماعی یک تصمیم، همچنان به تجربه و درک انسان وابسته است.
دیماریس بزرگترین خطر پیش روی حرفهٔ ارتباطات را «شکاف سرعت» مینامد؛ فاصلهای که میان سرعت توسعهٔ هوش مصنوعی و سرعت یادگیری و انطباق سازمانها با این فناوری ایجاد شده است.
به گفتهٔ او، سرمایهگذاری جهانی روی زیرساختهای هوش مصنوعی با سرعتی بیسابقه در حال افزایش است و سهم آن از اقتصاد جهانی نیز بهطور مداوم رشد میکند. در چنین شرایطی، سازمانها و متخصصانی که منتظر بلوغ کامل ابزارها بمانند، احتمالاً فرصت اثرگذاری بر آیندهٔ این فناوری را از دست خواهند داد.
در مقابل، کسانی که از امروز یادگیری، آزمایش و طراحی کاربردهای جدید هوش مصنوعی را آغاز کنند، معماران نسل بعدی حرفهٔ ارتباطات خواهند بود.
آینده را سازندگان مینویسند
دیماریس در پایان تأکید میکند که آیندهٔ این حرفه به کسانی تعلق نخواهد داشت که از سر دلبستگی به گذشته در برابر تغییر مقاومت میکنند. جایگاه واقعی را افرادی به دست خواهند آورد که ضمن پایبندی به اصول انسانی ارتباطات، از هوش مصنوعی برای بازآفرینی شیوههای کار، افزایش اثرگذاری و خلق ارزشهای تازه استفاده کنند.
از نگاه او، متخصصان ارتباطات نباید تنها کاربران هوش مصنوعی باشند؛ آنها باید در طراحی، هدایت و شکلدهی آیندهٔ این فناوری نقش فعال ایفا کنند. آیندهٔ ارتباطات را کسانی خواهند ساخت که هوش مصنوعی را ابزاری برای گسترش تواناییهای انسانی بدانند.







